محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

8

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

و شكر سرخ و تمر هندى و اجاص و امثال اينها و ليكن خالى از قوت جاليه نباشد و از اينها نيز بعضى محتاج باندك اصلاحي اند مانند فلوس خيارشنبر كه بايد بروغن بادام يا روغن كل سرخ چرب نموده شود براى رفع تشبث و چسبيدن آن بسطح امعا و احداث قرحه و سحج و زحير و يا نيستند در تاج بدان مانند ترنجبين و شيرخشت و سائر ملينات مذكوره * فصل دوم * در بيان مركب القوى و ذو الخاصية و تاثير هريك ازينها * بدانكه مراتب قواى ادويه منحصر است بر سه مرتبه و قوت عبارت از مبدأ و سبب موجب افعال و ظهور آنها است در مواضع لائقه * مرتبه اول * افعال محسوسهء ادويه است بسبب كيفيت متشابههء حاصله از مبدأ فياض جل اسمه بر ايشان از تركيب عناصر و امتزاج ايشان با يكديكر و اين را مزاج اولى نامند * مرتبهء دوم * افعال محسوسهء حاصله از امزجهء ثانويهء اشياء صاحب امزجهء ثانويه است در ملاتى خود ها و آن از لوازم مرتبهء اول است چه اشياى صاحب مزاج ثانوى مركب‌اند از اجزاى كه هريك را كيفيتى و مزاجى اولى مختلفة الاثر است باشد مانند تسخين بعضى و تبريد بعضى و از اجتماع و تفاعل كيفيات اولى كيفيت ثانوى حاصل مىشود و اثر اين غير آثار آن اجزا است مانند ردع و قبض و تسخين و تبريد و غيرها و هرچه را مزاج ثانوى طبيعي باشد مركب القوى نامند و آنچه صناعي باشد اكر مزاج ثانوى را اثر موافق آثار اجزاى مفردهء او است آن مركب را متوافقهء القوة گويند و اگر مخالف آنها است مثلا هم تسخين و هم تبريد كند آن را متضادة القوة نامند و طبيعت باذن خالقها هريك را در مكان لائق استعمال مىنمايد اگر او را عانقي و مانعي نباشد * مرتبهء سوم * از لوازم مرتبهء اول و ثانى است بواسطهء افعال صورت نوعيه و بالخاصية عبارت از آن است مانند حجر اليهود در تفتيت حصاة كه از لوازم كيفيت مزاجى اوست و تقطيع اخلاط را لازم دارد مانند اختصاص اسطوخودوس بدماغ كه از لوازم حرارت مزاجي اوست و تلطيف اخلاط دماغيه مىكند به صورت نوعيهء خود مانند ترياق كه دفع هم مىنمايد بلوازم مزاج ثانوى و بواسطهء صورت نوعيهء خود * و بدانكه * بنا بر مذهب شيخ الرئيس و محققين حكما كه قائل‌اند به بقاى صور عنصريه بمركبات بايد كه مراتب قوتها چهار باشند چه تصريح نموده‌اند كه مركب را مزاج اولى حاصل از كيفيات اجزاى متفاعلهء متماسه مىباشد و تاثير آن بمرتبهء است از مراتب و همچنين مزاج ثانوى را اثريست غير آن مانند لبن كه مركب است از مائيت و دهنيت و جبنيت و تاثير آن بمرتبهء ثانوى مرتبهء ديگر است از مراتب و برين قياس صورت نوعي تركيبي را اثرى است غير آثار مذكوره و تاثير اجزاى غير متفاعله مركبات را مرتبهء از مراتب نشمرده‌اند و قياس مقتضي آنست كه قوتها به قدر فواعل باشند و اندراج مرتبهء اثر صور نوعيهء اجزاى غير متفاعلهء غير متماسه در تحت مرتبهء اثر صور نوعيهء تركيبي ظاهر نيست * و بدانكه * بعضي از مركبات ناقصه بي صورت نوعيه‌اند مانند خاك مخلوط به آب و كفى كه مركب است از آب و هوا و بخارى كه مولف است از آب و آتش * و بدانكه * هرچه با صورت نوعيه است يا محكم التركيب است يا غير محكم التركيب و تفصيل اين بعد ازين خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى و تفاصيل باقية بالاجمال اين است * اما مركب القوى * پس آن دوائي را نامند كه مركب باشد جوهر آن از چند چيز كه هريك را بر سر خود مزاجي خاص باشد متباين ديگرى و بعد تركيب در شئ واحد و پوشيدن لباس و صورت وحداني امتزاج نامي نيافته باشند كه بعد ورود در بدن و تاثير و تاثر از ان از هم متمايز نتوانند كشت و تاثير واحد نتوانند نمود بلكه بعد ورود در بدن اجزاى آن از هم جدا گشته هريك تاثيرى و احداث كيفيتي خاص مىنمايند و منشاء آثار متخالفهء متضاده مىكردند بعضي به زودى و بعضى بديرى بحسب تركيب و امتزاج و لطافت و كثافت مواد اجزاى خود چنانچه بتفصيل ان شاء اللّه تعالى